شمارهٔ ۵۰۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
حدیثی بر زبان هر دم ز هر باب آورد بلبل
چو از گل بگذرد حرفی، به چشم آب آورد بلبل
به پیغام بهار گریه در بوم و بر گلشن
ز هر خاری برون گلهای سیراب آورد بلبل
به حرف خواهش شبنم اگر لب تر نماید گل
ز جوی گریه چندین دجله سیماب آورد بلبل
ندارد رنگ بر گل جادوییهای قفس تا کی
کتان ناله در بازار مهتاب آورد بلبل!
ز نو افسانة فیّاض شیرین داستانی را
فرو خوانم به گوش گل اگر تاب آورد بلبل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، احوالات شاعر را در زندان و مصیبتهای عشق توصیف میکند. شاعر از درد و غم عمیق خود میگوید که به حدی رسیده که حتی نفس کشیدن برایش سخت شده است. او در انتظار روزی است که معشوقش را ببیند و امیدش تنها به همین دیدار بستگی دارد. شاعر بیان میکند که در راه عشق، آسایش وجود ندارد و تنها سرانجام این راه مرگ است. همچنین از کم ظرفیتی و ناچاری در محبت و عشق سخن میگوید، به طوری که هر قطره از دل او از عمق دریا زیادتر و ارزشمندتر است. در نهایت، شاعر نسبت به آشنائی و حال دیگران در بزم عشق اشاره میکند و میگوید که در این محفل هیچ کس از حال دیگری خبر ندارد و برای رسیدن به معرفت عشق، نخواندن عقل و هوشیاری ضروری است.