شمارهٔ ۵۱۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باز در دل دود آه شعله ور پیچیدهام
دوزخی در تنگنای یک شرر پیچیدهام
کردهام گرداب را فوّارة صد گردباد
بسکه اشک و آه را در یکدگر پیچیدهام
در محبّت معنی بسیار را لفظ کمیست
نامة احوال خود را مختصر پیچیدهام
لذّت در خون تپیدن ناگوارم باد اگر
هرگز از فرمان شمشیر تو سر پیچیدهام
عرض دریا داشتم از قطرهای کمتر شدم
بسکه بر خود بی تو چون آب گهر پیچیدهام
من ندانم راه و رسم نامه و پیغام را
شعلهای در بال مرغ نامه بر پیچیدهام
هان ترا فیّاض ارزانی پرافشانی که من
همچو عنقا پای در دامان پر پیچیدهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و احساسات عمیق خود را در وصف او بیان میکند. او از خوابهای پریشان و دلبستگی به زلف معشوق سخن میگوید و به دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی و خالصی که در دل اهل عبادت وجود دارد، از بین میرود و او با قیمتی ارزان حاضر است جان خود را برای عشق و محبت واقعی بدهد. این شعر ترکیبی از زیبایی، عشق و دیوانگی است.