نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا چند ز بیداد تو خونین جگر افتم

چون نقش پی خویش به هر رهگذر افتم

از جور تو نزدیک بدان شد که سراپای

خون گردم و یک قطره ز مژگان تر افتم

در دیده اگر جای دهد خصم عذابست

آن به که رقیبان ترا از نظر افتم

تا ره به سرا پردة سیمرغ توان یافت

چون پرتو خورشید چرا دربدر افتم!

وقت است که چون غنچه ز ابرام تو فیّاض

از پیرهن تنگ صبوری به در افتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

نویسنده در این شعر از احساسات و تجارب عاشقانه خود سخن می‌گوید. او به ابروی معشوق نظر می‌کند و با دیدن زیبایی او، خود را ناتوان می‌یابد. هر بار که نگاهش به غیر محبوب می‌افتد، آن را نادیده می‌گیرد. برای رسیدن به عشق واقعی، از موانع و مشکلات عبور کرده و خود را به سختی به آن می‌رساند. همچنین بیان می‌کند که در مجلسی که دلش را شاد نمی‌کند، نباید حضور داشته باشد و در این صورت به دنبال جای دیگری می‌گردد. در کل، این شعر نشان‌دهنده عشق عمیق و تلاش برای دستیابی به آن است.