شمارهٔ ۵۲۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خوش تلاش محرمیها میکند بیگانهام
جلوة مهتاب دارد سیل در ویرانهام
در شکاف سینه پنهان کردهام صد ناله را
گشته آتش خانهای هر رخنة ویرانهام
دل به مهر باده تا بستم قرار دل نماند
بر سر آبست پنداری قرار خانهام
من کجا و طالع صید مراد دل کجا
عاقبت مژگان چشم دام گردد دانهام
طرّة بخت سیاه خویشم و از پیچ و تاب
بس که در هم رفته کارم شرمسار شانهام
لطف سرشاری نمیباید دل تنگ مرا
غنچهام یک قطره شبنم پر کند پیمانهام
بسکه فیّاض ازخرد بیدست و پایی دیدهام
بعد ازین گویم اگر من عاقلم، دیوانهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشاندهنده احساس ناتوانی و اضطراب شاعر در مواجهه با زندگی و عشق است. شاعر به افتادن و شکست اشاره میکند و ابراز میکند که حتی اگر از جایی بیفتد، نمیداند به کجا خواهد افتاد. او به وابستگی عاطفی خود به کسی اشاره میکند و میگوید که از درد و غم دور نمیشود، حتی اگر بارها آسیب ببیند. همچنین اشاره میکند که هیچکس جز او از دردش آگاه نیست و هرگز نمیخواهد که به وضعیت بدتری دچار شود. در نهایت، شاعر با تصاویری از طبیعت و احساسات خود، ترس از تنهایی و جداشدن از دوستانش را بیان میکند. این احساسات به خوبی حس ناپایداری و نیاز به ارتباط عاطفی را منتقل میکند.