نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به جز تو جمله بی‌حاصل گرفتم

اگر چیز دگر در دل گرفتم

به غیر از مصحف رویت کتابی

اگر خواندم همه باطل گرفتم

هزاران طعنه از هر دشمن و دوست

ز نافرمانی یک دل گرفتم

کتاب عشق را آسان نمودند

چو خواندم سر به سر مشکل گرفتم

همه از بهر منزل راه گیرند

چرا من راه را منزل گرفتم!

شکستم کشتی و راندم به دریا

مراد بحر از ساحل گرفتم

شدم یک مشت خون فیّاض و آخر

به حسرت دامن قاتل گرفتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گوینده از عشق و محبت سخن می‌گوید و به امید و یاری خداوند اشاره می‌کند. او می‌گوید که عشق در دلش جا گرفته و خودش را به عنوان نماینده پیامبر معرفی می‌کند. او به طور غیرمستقیم از ظلم و ستمی که از سوی دوستش می‌بیند شکایت می‌کند و در عین حال بر عشق و تعلقش به او تأکید دارد. همچنین از تحمل سختی‌ها و دشواری‌های ناشی از عشق سخن می‌گوید و در نهایت می‌خواهد که دیگران او را بیش از این محروم و ذلیل نکنند. در کل، شعر تمایل به عشق و وفاداری را در برابر مشکلات و ناکامی‌ها به تصویر می‌کشد.