شمارهٔ ۵۲۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
درین دریای بیبن چون حبابم
نفس تا میکشم از دل خرابم
ندارد چرخ با این شور چشمی
نمک چندان که ریزد بر کبابم
به یاد دوست روح آید به پرواز
دگر در خم نمیگنجدت شرابم
تو دیر از جا درآ، من زود خجلت
تو تا آتش برافروزی من آبم
چو مالامال حسن آیم از آن کوی
به دیده در نیاید آفتابم
ز ذوق دیدن رویش به محشر
شب مردن نخواهد برد خوابم
جزای مهربانیها مرا بس
که آرد انتقامش در حسابم
نیندیشم ز دوزخ یک سر موی
به هجران گر نفرمایی عذابم
تب بیتابیم را این دوا بس
که گیرد غمزه نبض اضطرابم
به فکر آن دهان در تنگنایم
ز تاب آن کمر در پیچ و تابم
چنان فیّاض محرومم ز گلزار
که بوی گل نیاید از گلابم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد و رنج ناشی از بیداد و ظلمی که به او میشود، سخن میگوید. او احساس میکند که به خاطر ظلمهای معشوقش به شدت مینالد و حتی ممکن است جانش را از دست بدهد. وی به شدت تحت فشار احساسات خود قرار دارد و آرزو میکند که در این وضعیت بتواند به جایی برسد که از این رنجها رها شود. شاعر در نهایت به امید رسیدن به حالت شادی و آرامش اشاره میکند که همچون غنچهای است که از فشار بهاری میرویید.