نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چون بر ابرویش نظر اندختم

تیغ او دیدم سپر انداختم

هر نظر کز دوست بر غیری فتاد

آن نظر را از نظر انداختم

تا به کام دل توان پرواز کرد

صد گره بر بال و پر انداختم

بهر آن بی‌خانة در عمرها

خویشتن را دربدر انداختم

مجلس فیّاض دل را تیره داشت

خویش را جای دگر انداختم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عواطف و تجربیات عاشقانه خود می‌پردازد. او از افتادگی و وابستگی به معشوق صحبت می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که چقدر دل‌باخته و وفادار به آن عشق بوده است. شاعر با استفاده از تصاویری مانند غنچه و اشک، از درد و شادی ناشی از عشق می‌گوید. به بیان دیگر، او نسبت به رفتار معشوقش ابراز نگرانی می‌کند و از دردهای عاشقانه‌اش سخن می‌گوید؛ به‌ویژه اینکه در معرض امتحان و آزمایش عشق قرار گرفته است. در نهایت، او اهمیت تقدیر و سرنوشت را در زندگی خود می‌داند و به عشق‌های ناپایدار نیز اشاره می‌کند.