شمارهٔ ۵۲۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گریه خونگرمست ز آن با دیده محرم ساختم
داغ دلچسب است ز آنش محرم غم ساختم
پنبه بر داغ دلم گردد نمک از بخت شور
ساده لوحی بین که عمری صرف مرهم ساختم
ابر را در گریه افکندم چو طفل خردسال
بسکه او را پیش چشم خویش ملزم ساختم
محرمی بایست تا دردی ز دل بیرون کند
لاجرم دانسته با اشک دمادم ساختم
سازگاری کرد غم فیّاض با من سالها
دور بود از مردمی، من نیز با غم ساختم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر ناامیدی و رنج شخصی است که از فشارهای اجتماعی و مذهبی رنج میبرد. شاعر به انتقاد از وضعیت مسلمانان و دینداری در جامعه میپردازد و خود را از این جمع مستثنی میداند. او به طور خاص به احساس تبعیض و بیعدالتی اشاره میکند و تأکید میکند که علیرغم زخمها و دردها، امیدی به بهبود اوضاع ندارد. در نهایت، شاعر به تنهایی خود و دوریاش از گلستان خوشبختی اشاره میکند و حس ناامیدیاش را با بلبلها تقسیم میکند.