نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۳۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شکر خدا که باز به امداد همّتم

جا داده عشق بر سر کوی ملامتم

پیغمبرم به شرع محبّت، به کتف من

باشد نشان سنگ تو مهر نبوّتم

اظهار شکوه از ستم دوست کافریست

ای لاله داغدار نرویی ز تربتم

آن شعله بین که با همه آغوش دشمنی

یک دم جدا نگشته ز آغوش حسرتم

فیّاض طعن خواری من بیش ازین مکن

خوارم ولیک خوار دیار محبّتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد درد و رنج‌های دل شاعر است که از بی‌وفایی یاران و زخم زبان‌های آشنا رنج می‌برد. او به حال خود شکوه می‌کند و به مسلمانان می‌گوید که حتی کافران نیز به او رحم می‌کنند. شاعر از ناامیدی‌هایش سخن می‌گوید، اما هنوز هم امید دارد. زندگی برای او کوتاه و پر از سردرگمی است و غم دریا او را مضطرب می‌کند. او به شخصیت محبوبش اشاره می‌کند که دلش به تماشای او شاد می‌شود، در حالی که خود از او دور است. شاعر از درد و دلش می‌گوید و می‌فهمد که چگونه با وجود غم‌ها، باید ادامه دهد. او به قدرت عشق و مهر ورزیدن اشاره می‌کند و در نهایت به احساسات درونی‌اش پرداخته و از تجربیات عاشقانه‌اش سخن می‌گوید.