نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۴۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کمان غمزه پر کش کن که تیرت را نشان گردم

بگو حرفی که تا چون خط به گرد آن دهان گردم

زبان بسته تا تقریر شرح بیقراری کرد

چو حرف شکوه می‌خواهم که بر گرد زبان گردم

تو چون سرو روان از پیش من رفتی و می‌خواهم

ز خجلت آب گردم تا به دنبالت روان گردم

درین دریای خون کز هیچ سوره بر کنارش نیست

دلی خواهم که چون گرداب دایم بر میان گردم

امیدم پیر شد در وعده‌گاه انتظار او

کجا شد وعدة دیگر که باز از نو جوان گردم

چنین نامهربانی‌ها که من دیدم عجب نبود

که با من مهربان گردد اگر نامهربان گردم

خیالی گشته‌ام در ناتوانی‌ها از آن ترسم

که ناگه از نظرگاه سر تیرت نهان گردم

به او رنگی ندارد گریة خونین من فیّاض

به پیش غم گر از هر تار مژگان خونفشان گردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و پشیمانی گوینده است. او از اینکه عشق و محبت را با ترحم و نادانی خود آشنا کرده، احساس گناه می‌کند. گوینده در تلاش است تا با ابراز عشق و وفا، خود را در تنگنا قرار داده و از این طریق به ناکامی و محرومیت دچار شده است. او در شب بی‌خوابی و درگیری‌های ذهنی خود، با یادآوری دعای خود و نفرین‌هایی که از دیگران می‌شنود، به تفکر می‌پردازد. همچنین او به تلاش برای درک حقیقت و معنا از طریق درد و رنج اشاره دارد و در نهایت به پیچیدگی‌های عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. این اثر گویای تعارضات درونی و جستجوی معانی عمیق‌تر در زندگی است.