نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زخمی به دو صد جان به کف از ناز تو دیدم

دیدم که بس ارزنده متاعست خریدم

ترسیدم از آلودگی دامن پاکت

در پیش تو ز آن بود که در خون نتپیدم

پرواز گلستان نتوان بی‌مدد ضعف

تا پر نشکستم به مرادی نرسیدم

تا کعبة مقصد قدمی بیش نبودست

میدان ازل تا به ابد هرزه دویدم

رفتم ز در خانقه و مدرسه فیّاض

تا تنگ در آغوش خرابات خزیدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق و متناقض شاعر در مورد عشق و معانی زندگی می‌پردازد. او از یک سو از عشق و محبت سرشار است، اما از سوی دیگر با درد و ملامت دست و پنجه نرم می‌کند. شاعر احساس孤独 و بی‌کسی دارد و به دنبال آرامش و خوشی است، ولی همواره تحت فشار و ناامیدی قرار دارد. او تضادهای درونی خود را بیان می‌کند و در نهایت نشان می‌دهد که عشق برای او یک نعمت و در عین حال یک رنج است.