شمارهٔ ۵۵۹ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
من مست محبّتم چه سازم
سرشار ملامتم چه سازم
جا در دل بیغمان ندارم
من سوز محبّتم چه سازم
پیوسته به کام دشمنانم
من بادة عشرتم چه سازم
در مشرب خویش خوشگوارم
خونابة حسرتم چه سازم
راحت سر صحبتم ندارد
شایستة محنتم چه سازم
گویند ببر ز مهر اطفال
من طفلْ طبیعتم چه سازم
فیّاض به عزلتم چه خوانی
من عاشق صحبتم چه سازم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و تألم شاعر است. او از تنهایی و غم خود میگوید و اشاره به حسرت و آرزویی دارد که در دلش نهفته است. تصویر آب و آینه به معنای جستجوی زیبایی و حقیقت در زندگی است. شاعر به روشنی میفهمد که در میان قافله زندگی خود گم شده و صدایش به گوش کسی نمیرسد. او از فقر و محدودیتهای خود سخن میگوید و این که دستیابی به آرزوهایش دشوار است، در حالی که احساسات و اندیشههای عمیقتری در درونش وجود دارد. در نهایت، شعر تلخی و پریشانی را در برخورد با واقعیتهای زندگی و ناتوانی در ابراز عواطفش به تصویر میکشد.