نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

گهی که نامه به سوی تو دلربا بنویسم

شکایتی به لب آرم ولی دعا بنویسم

شکایتی به دلم در تموّج آمده هیهات

دگر چها به لب آرم، دگر چها بنویسم

بیاد قدّ تو هر مصرعی که در قلم آرم

کنم بهانة عشق و هزار جا بنویسم

گرفتم آنکه نویسم حدیث نرگس جانان

کرشمه چون بنگارم، چسان ادا بنویسم!

ز عشوه‌های تو هر دم به لوح خاطر فیّاض

هزار معنی بیگانه آشنا بنویسم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و احساسی به بیان مشکلات و دردهای درونی خود می‌پردازد. او به احساساتی چون عشق، غم، انتظار و حسرت اشاره می‌کند و از مبارزاتش با این احساسات می‌گوید. در طول شعر، به نمادهایی مانند مژه، خزان، برگ و گل اشاره شده که نشان‌دهنده جدایی و ناپایداری زندگی است. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در این حیات، نباید از مرگ ترسید و با اشتیاق به زندگی ادامه دهد، حتی اگر در انتظار عشق باشد. او همچنین به عجز و ناتوانی خود در برابر عشق و احساسات اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه این احساسات او را به شدت تحت تأثیر قرار داده‌اند.