نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز داغ لاله چشم آمد به داغم

ز بوی گل پریشان شد دماغم

گل امید از بالندگی‌ها

نگنجد تنگ در آغوش باغم

چه خصمی بود بادردم دوا را

که مرهم شد سَبَل در چشم داغم

درین گمگشتگی ترسم که گیرند

ز آواز پر عنقا سراغم

شبم پروانه بلبل بود در بزم

که کرد این روغن گل در چراغم؟

تو دیر آیی و ترسم بادة عمر

نمی‌باقی نماند در ایاغم

چه منت از هما فیّاض کز بخت

به سر بس سایبان پرِّ زاغم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و تجارب شخصی شاعر اشاره دارد. شاعر در ابتدای راه زندگی خود، با مشکلات و چالش‌های زیادی روبروست و می‌گوید که آغازش مشخص است اما پایانش ناپیداست. او از فشارهایی که بر او وارد می‌شود و تنگی لباس نیک‌نامی‌اش صحبت می‌کند. شاعر همچنین به عشق و محبت اشاره می‌کند و فریاد می‌زند که باوجود فریب‌ها و سوختن از دردهایی که می‌کشد، هنوز امیدوار است و نمی‌تواند از رسیدن به کامیابی خود ناامید باشد. در نهایت، او به دنیای دشوار و تاریک اشاره می‌کند و می‌خواهد بر سختی‌ها غلبه کند.