شمارهٔ ۵۷۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جا در دل پاک تو نمودن نتوانم
چون گرد بر آن آینه بودن نتوانم
مژگان شکند خار به چشمم شب دوری
گر بخت شوم بیتو غنودن نتوانم
بر چهره اگر گرد ملالی ننشیند
رخساره به آیینه نمودن نتوانم
شد خاک سرم در ره بیداد تو ای وای
از خرمن حسن تو ربودن نتوانم
چون کاهربا گشتهام، اما پر کاهی
از خرمن حسن تو ربودن نتوانم
ذوق سفرم گرم چنان کرده که دیگر
گر یار کند وعده که بودن، نتوانم
فیّاض اگر صیقف دیدار نباشد
زآیینة دل زنگ زدودن نتوانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصاویر و استعارات پیچیده، احساسات درونی و مبارزات خود را به تصویر میکشد. او از تنهایی و درد عشق سخن میگوید و به دنبال راهی برای فرار از زخمهای دلش است. شاعر به کنایه به نفاق زاهدان و محدودیتهای اجتماعی اشاره میکند و میخواهد از قید و بندها رهایی یابد تا بتواند به حقیقت و عشق واقعی دست یابد. او آتش اشتیاقش را در قالب شعر به تصویر میکشد و به تصوری از نیکبختی و آزادی میرسد. در کل، شعر نمایانگر جستجوی معنایی عمیق و نارضایتی عاطفی شاعر است.