نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌توانم ای فلک گر دست بر ترکش زنم

از خدنگ ناله‌ای در خرمنت آتش زنم

یاد او در هجر گل میریزدم بی خارِ رشک

باده دُردآمیز بود اکنون من بی‌غش زنم

می‌جهم گر چون سپند از آتش خود دور نیست

میکشم میدان که خود را خوب بر آتش زنم

دل مشبک گشت و ناراضی است می‌خواهم که باز

یک شبیخون دگر بر ناوک ترکش زنم

کار بر من تنگ دارد صحبت زاهد، کجاست

وسعت مشرب که می با ساقی مهوش زنم

آتش افسرده‌ای دارد چراغان مجاز

کو حقیقت تا بغل بر شعلة سرکش زنم

یا صمد دارد به لب فیّاض و در دل یا صنم

آتشی خواهم درین گبر مسلمان وش زنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناکی است. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و آب، به حس غم و اندوه خود اشاره می‌کند. او می‌خواهد با اشک‌هایش، دشت و آسمان را پرآب کند و وضعیت نابه‌سامان خود را بیان نماید. او احساس می‌کند که در سایه عشق، دچار اضطراب است و این اضطراب را به عنوان یک نوع شهادت در عشق می‌بیند. در نهایت، او به دنبال آرامش و خواب است و می‌خواهد مژه‌هایش که مانند سیلاب اشک هستند، آشنا به خواب شوند. این شعر به خوبی عمق ناامیدی و عشق را در تلاش برای یافتن آرامش نشان می‌دهد.