شمارهٔ ۵۸۲ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
تا ابد دیگرش از لعل تو مأیوس کنم
از لب ساغر اگر آرزوی بوس کنم
هر شبی کز تو مرا خانه منوّر گردد
شمع را پردگیِ خلوتِ فانوس کنم
منصب خاک رهی نامزد من کردی
خواهم ای پادشه حسن که پابوس کنم
نفس سوختهاش بند نهد بر پر و بال
ناله در سینه چو از بیم تو محبوس کنم
منعم از عشق و جنون چند کنی، بس فیّاض
من نیم آنکه دگر گوش به سالوس کنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یاد محبوبش به اندیشه و خیال میپردازد و احساسات عمیق خود را به تصویر میکشد. او از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و اینکه چگونه برای او با وجود چهل سال عمر و غفلت، هنوز میتواند عشق و اشتیاق خود را بازسازی کند. شاعر از نیروی عشق و لطف پروردگار سخن به میان میآورد و میخواهد معجزاتی انجام دهد که نشانهای از عشقش باشد. همچنین، او از اشتیاق و آرزوی خود برای دیدار و نزدیک شدن به معشوق میگوید، با این امید که در این ملاقات، زیبایی و عشق را به تماشا بگذارد. در نهایت، شاعر به قدرت عشق و کابوسهای عشق اشاره میکند و میگوید که بهتر است در دریای عشق غرق شود تا این که به دل مشغولیهای دیگری دچار شود.