نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

کی به فریب سبزه دل مایلِ کشت میکنم

در چمن خط تو من سیر بهشت میکنم

با سر کویت ار کنم یاد بهشت جاودان

بر در کعبه می‌روم سیر کنشت می‌کنم

آینه‌ام چه می‌کنم دیدن زاهد آرزو!

صورت خوب خویش را بهر چه زشت می‌کنم!

میل رخ نکو بود لازمة سرشت من

کی به نصیحت تو من ترک سرشت می‌کنم

چند چو فیّاض نهم دل به وفای این جهان

ترک علاقه بعد از این زین دو سه خشت می‌کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و دلتنگی شاعر برای معشوقش است. شاعر از زلف و زیبایی‌های معشوق یاد می‌کند و بیان می‌کند که یاد او باعث درد و پریشانی‌اش می‌شود. او تلخی دوری را با یاد معشوق به شیرینی مبدل می‌کند و احساس می‌کند که در نبود او، دنیا بر او جهنمی شده است. شاعر می‌گوید که اگر نتواند به وصال معشوق دست یابد، با شور و اشتیاق به یاد او می‌افزاید تا از غم دوری رهایی یابد. همچنین، او از دردهایش می‌نالد و از معشوق درخواست می‌کند تا به او آسانی و آرامش ببخشد. در نهایت، این شعر حس عمیق عشق و فراق را به تصویر می‌کشد و بیانگر تلاش شاعر برای یافتن آرامش و لذت در عشق است.