نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند از گل سخن عرض تجمّل شنوم

لاف آشفتگی از طرّة سنبل شنوم

بوی گل آمد و رفت از کف من صبر و قرار

چه کنم آه اگر نالة بلبل شنوم

پرده ‌بردار که غیرت به جنون خواهد زد

تا کی از باد صبا وصف رخ گل شنوم

هر چه در گوش تو آهسته رقیبان گویند

من به آواز بلندش ز تغافل شنوم

کشت فیّاض ز غیرت دل بیتاب مرا

تا کی از وی سخن تاب و تحمّل شنوم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق الهی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از عشق و زیبایی، به احساس عمیق خود نسبت به محبوب اشاره می‌کند. او می‌گوید که وجود او در این دنیا تحت تاثیر فناست و از فقر و نیاز رنج می‌برد. اما همزمان، عشق به محبوب او را از زمین و زمان جدا کرده و در زیبایی و ناز او غرق کرده است. شاعر نسبت به احساسات خودش احساس شرم و عجز دارد و با اشاره به سختی‌ها و محدودیت‌هایی که در زندگی‌اش وجود دارد، به عشق و نزدیکی به محبوب خود اشاره می‌کند. در نهایت، او بیان می‌کند که هیچ گاه نمی‌تواند چشمانش را از این زیبایی برگیرد و همیشه در حال بیداری و عشق به محبوب خواهد بود.