شمارهٔ ۵۹۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر گردِرخت سبزه و گل سر زده در هم
دارد چمنت برگ گل و سبزة تر هم
شیرینی و شوری ز شکر خنده و دشمنام
در حلقة لعل تو نمک هست و شکر هم
کوته نکند دست تطاول ز اسیران
زلف تو که از دوش گذشتست و کمر هم
گر صلح نخواهی به من، از جنگ چه مانع
برخیز که ما تیغ نهادیم و سپر هم
مرغانِ چمن، بال به پرواز شکستند
ما را نبود قوّت افشاندن پر هم
از هول شب گور نترسیم که ما را
بسیار شب این طور گذشتست و بتر هم
فیّاض برد دردِ سر از کوی تو فردا
سهلست مدارای تو یک روز دگر هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از احساسات عمیق و تجربیات عاشقانه و زندگی پر از غم و شادی صحبت میکند. او از غمها و غصهها عبور کرده و به جشن عشق و لذت زندگی پرداخته است. شاعر به نوعی دلتنگی و گمگشتگی اشاره دارد که با نزدیکی به معشوقش خود را پیدا کرده است. همچنین، به تلاشش در زندگی و عشق اشاره میکند و میگوید که با وجود سختیها و سرکشیها، در مسیر خود آرامش و مدارا را انتخاب کرده است. در نهایت، او به تجربه آوارگی و ماجراجوییاش اشاره میکند و از شعف و بیداری ناشی از آن یاد میکند.