نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۹۵ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز چشمان تو راز خویش را بنهفته می‌خواهم

بسی ترسیده‌ام این فتنه‌ها را خفته می‌خواهم

ز بد گوییِّ دشمن راز دل پوشیده می‌دارم

ز دم سردی دی این غنچه را نشکفته می‌خواهم

ز مژگان قطره‌های اشک را در دیده می‌دزدم

زرشک این گوهر شاداب را ناسفته می‌خواهم

سر زلفی پریشان کن که همچون روزگار خود

دو روزی خاطر ایّام را آشفته می‌خواهم

زبان چون غنچة سوسن به هم پیچیده‌ام فیّاض

مگر درد دل ناگفتنی را گفته می‌خواهم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر زیبایی‌های طبیعت و عشق است. شاعر به توصیف گل‌ها و سبزه‌ها می‌پردازد و شیرینی و شوری عشق را به تصویر می‌کشد. او از چالش‌های عشق و نبردهای درونی‌اش سخن می‌گوید و به طرف مقابل پیشنهاد صلح می‌دهد و اذعان می‌کند که آماده جنگ است. او همچنین به حسرت پرواز پرندگان اشاره می‌کند که به دلیل کمبود قدرت پرواز، نمی‌توانند از باغ آزاد شوند. در نهایت، شاعر به گذشتن زمان و داشتن صبر در برابر مشکلات اشاره می‌کند و از فیاض (خدای عشق) می‌خواهد که درد دلش را تحمل کند. تلاش برای ایجاد توازن بین عشق و مشکلات زندگی در این شعر به‌خوبی نمایان است.