شمارهٔ ۶۰۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در شمار کوی جانان کعبه را که دیدهایم
خاک راهش را به چشم آب زمزم دیدهایم
ما سیهبختان غم، آیینة آب حیات
در سواد تیرهروزیهای ماتم دیدهایم
مشت اجزای غبار ما بود ایمن ز باد
در هوای چشمِ تر شیرازة نم دیدة ایم
پیری ما را خطر از ترکتاز مرگ نیست
ما و دل در کودکیها ماتم هم دیدهایم
چون به طوفان کار ما افتد که از سستی بخت
کشتی خود را زبون موج شبنم دیدهایم
تا شراب دوستی از جام دشمن خوردهایم
سرمة بیگانگی در چشم محرم دیدهایم
بر چراغ هستی افشاندیم تا دامان فقر
شمع خود را بر مزار هر دو عالم دیدهایم
خواندهای فیّاض تا درسی ز علم عاشقی
عقل کل را بارها پیش تو مُلزم دیدهایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامین عشق، درد و غم میپردازد. شاعر در تصویرسازیهای خود از عشق معشوق و تأثیرات آن بر دل و جانش سخن میگوید. او به شدت تحت تأثیر معشوق است و احساساتش را با عواطف شدید توصیف میکند. زندگی برای او سرشار از غم و فقر است و نمیتواند از زخمها و دردهایش رهایی یابد. همچنین اشارهای به ناامیدی و بیخوابی او دارد و بیان میکند که حتی در خواب هم نمیتواند از غمهایش فرار کند. در نهایت، شاعر نشان میدهد که بر خلاف ظاهری که ممکن است داشته باشد، در باطن خود درگیر جنگی درونی و کشمکشهای روحی است.