نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ما فیض کعبه از در میخانه برده‌ایم

سر خطّ مشرب از خط پیمانه برده‌ایم

تا یک بکام سوختنی شد نصیب ما

بس شمع‌ها به تربت پروانه برده‌ایم

فیض اثر ز بوم و بر بخت ما مجوی

ما آبروی نالة مستانه برده‌ایم

ما و دل از متاع غم جانفزای دوست

هر یک نصیب خویش جداگانه برده‌ایم

ای سیل برنگرد که از انتظار تو

شد عمرها که رخت به ویرانه برده‌ایم

با ما به جز صفای دو عالم نمانده است

از دل غبار محرم و بیگانه برده‌ایم

فیّاض اگر خراب شود آسمان چه باک

ما هر چه بردنی است ازین خانه برده‌ایم

از بزم یار تا ز ادب پا کشیده‌ایم

خون خورده‌ایم اگر لب ساغر مکیده‌ایم

چون شیشه راز دل به کسی سر نکرده‌ایم

خون خورده‌ایم چون خم و دم در کشیده‌ایم

چاک کفن گواه که ما هم به عمر خویش

پیراهنی به کام دل خود دریده‌ایم

در راه عشق پای تو سنگ ره تو بس

ما پا شکسته‌ایم و به منزل رسیده‌ایم

ره از در طلب قدمی تا به مطلب است

ما خود به هرزه راه درازی بریده‌ایم

معشوق را به دیدة عاشق توان شناخت

ما را مساز تیره که ما نور دیده‌ایم

فیّاض لب به خواهش ما تر مکن که ما

خونابه‌ایم و از دل حسرت چکیده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تجربیات و احساسات عمیق انسانی می‌پردازد. شاعر از "سوختن" به عنوان نمادی از فداکاری و عشق یاد می‌کند. او به تکرار اشاره می‌کند که در عشق و آرزو، خود را فدای احساسات و آرزوهای خود کرده‌اند. نشانه‌های سوختن از آتش شخصی و همچنین از عشق به دیگران در این شعر مشهود است. همچنین، شاعر از تجربیات تلخ و دشواری‌های زندگی سخن می‌گوید و به این موضوع اشاره می‌کند که در عین حال که از آتش احساسات خود می‌سوزند، در نهایت اثری از خود به جا می‌گذارند. این شعر به نوعی تبیین‌کننده مسیر زندگی و فراز و نشیب‌های آن است.