نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۳ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

چو گوی عرصة آفاق را به سر گشتیم

که تا چو چوگان از هر چه بود برگشتیم

به طول و عرض تمنّای ما جهان کم بود

امید خود به تو بستیم و مختصر گشتیم

به پای آه سحر چون دعای بی‌تأثیر

هزار بار به گردون شدیم و برگشتیم

به هر چه شست گشادند ما هدف بودیم

به هر که تیغ کشیدند ما سپر گشتیم

نزد غیوری ما حلقه بر دری فیّاض

اگر چه در همه آفاق در به در گشتیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تجربیات عمیق انسانی و روحانی می‌پردازد. شاعر از حالت بی‌خبری و سنگینی بار زندگی صحبت می‌کند که با آگاهی و دریافت حقیقت، از آن بار سبکبار می‌شود. به رغم تلخی‌ها و زهرهایی که در زندگی وجود دارد، شاعر به شکرگزاری می‌پردازد که با درک دردها، رشد کرده و به حقیقتی عمیق‌تر دست یافته است. او به زیبایی و جذابیت حقیقت نگریسته و به تاثیرات آن بر روح و جانش اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از حالتی دوگانه از بیماری و شفا صحبت می‌کند که هر دو در جستجوی حقیقت و درک عمیق‌تری از زندگی به سر می‌برند.