نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مصوّرگونه از رویت دهد حسن مثالی را

مهندس نسخه زابرویت برد شکل هلالی را

اگر پای نگاهت در میان نبود که خواهد کرد

به حسن لم‌یزل پیوند عشق لایزالی را؟

من از نازی که با مه داشت ابروی تو می‌گفتم

که بر طاق بلندی می‌نهد صاحب کمالی را

رمد مضمون بکری بود در دیوان هجرانش

نوشتم بر بیاض چشم خود این بیت عالی را

من و خمیازه‌پردازی به آغوشی که شب یادش

کند در پهلوی من خار گل‌های نهالی را

چسان فکر برون رفتن کند عاشق ز بزم او؟

که بر پا دام بیند حلقه‌های نقش قالی را

به یاد «طالب آمل» چو چشمی تر کنم فیّاض

به یاران رسم گردانم هوای برشکالی را را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی شیشه‌ای اشاره دارد که نماد عشق و دل شکسته است. او از ساقی می‌خواهد شیشه را با ناز و دقت نگه دارد و به یادآوری می‌کند که دیگر نمی‌تواند منتظر باشد. شاعر با احساساتی عمیق، از باده تلخی سخن می‌گوید که به بهتر است یک‌بار بنوشد و خود را از سنگینی‌ها رها کند تا سبکبار شود. به طور کلی، شعر به موضوعات عشق، درد و رهایی از بارهای زندگی می‌پردازد.