شمارهٔ ۶۱۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
جز داغ جفا بر دل مهجور ندیدیم
جز نقشِ پیِ شعله در این طور ندیدیم
موری به سلیمان ندهد صرفه درین ملک
در کشور می بازوی بیزور ندیدیم
بس داغ که ناسوز نمودیم و درین باب
گرمی به جز از مرهم کافور ندیدیم
گفتیم شبی با تو برآریم و یکی صبح
در ناصیة بخت خود این نور ندیدیم
فیّاض تو در صبح زنی غوطه ولی ما
در طالع خود جز شب دیجور ندیدیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق انسانی و جستجوی حقیقت در عشق و زندگی میپردازد. شاعر از وعدههای بازیابندهای صحبت میکند که در طول زمان شنیده است و به زیباییهای عشق و رازهای نهفته در آن اشاره میکند. او به نقد زندگی و تردیدها پرداخته و نشان میدهد که در عالم عشق و عرفان، صداها و پیامها با اهمیتتر از حقایق عینی هستند. در نهایت، شاعر به رازهای ناگفته و تجربیات عمیق انسانی اشاره میکند که فراتر از دانش و آگاهیهای معمول قرار دارد.