نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر جا که نام درد دل مبتلا بریم

رنگ اثر ز چهرة سعی دوا بریم

چون نبض خسته می‌جهد این جا دل مسیح

بیمار عشق را چه به دارالشّفا بریم!

اظهار درد بیشتر از درد می‌کشد

صد درد می‌کشیم که نام دوا بریم

صد ره به ما مطالب کونین عرض کرد

همّت نهشت دست به سوی دعا بریم

تکلیف پادشاهی دنیا به ما مکن

درد سری که هیچ ندارد کجا بریم!

بیگانگان به درد دل ما نمی‌رسند

این تحفه به که بر در آن آشنا بریم

فیّاض حرف عقل چه لازم به بزم عشق

در پیش پادشاه چه نام گدا بریم!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار شاعر به موضوعاتی چون عشق، زندگی و گذر از دنیا می‌پردازد. او پیشنهاد می‌کند که به جای تکیه بر افکار و نگرانی‌های بی‌پایان، به میخانه و عشق روی بیاوریم. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که عمر مانند افسانه‌ای سریع می‌گذرد و باید از زیبایی‌های زندگی بهره‌مند شویم. او همچنین از وابستگی‌های دنیوی و دردهای ناشی از آن سخن می‌گوید و بر این باور است که عشق تنها راه رسیدن به حقیقت است. در نهایت، شاعر پیشنهاد می‌کند که به جستجوی عشق و زیبایی بپردازیم و از بحث‌های بی‌معنا فاصله بگیریم.