نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلا هنوز امیدی به چشم تر داریم

گمان صد اثر از آه بی‌اثر داریم

اگر اجازت آهی دهی به قوّت ضعف

امید هست که خود را ز خاک برداریم

پس از شکست به ساحل رسد سفینة موج

شکسته‌ایم و همان بیم صد خطر داریم

در آن چمن که نسیم از حریر گل بیزند

پرند ناله به گل‌دوزی شرر داریم

شرابِ رنگ زند موج در پیالة گل

در آن چمن که به یادت پیاله برداریم

درین هوا که سبکروحی از نسیم پُرست

دماغی از نفس گل شکفته‌تر داریم

درین بهارِ هوس چون نسیم لاله و گل

بدین خوشیم که بر موج خون گذر داریم

شبی به بزم گشودی تو جیب و ما از ذوق

هنوز آینة صبح در نظر داریم

ز ضعف خسته دلی همچو نالة عشّاق

نمی‌رسیم به جایی، ولی اثر داریم

فریب لطف زبانّی او مخور فیّاض

تو از زبانش و ما از دلش خبر داریم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر وجود با اراده و عمیق انسان‌هاست که در دنیای مادی، روح و جوهر معنوی خود را از دست نداده‌اند. آنها همچون گوهری در دل خاکستر، دارای آتش و عشق درون هستند، ولی در ظاهر در دنیای مادی گم شده‌اند. شاعر اشاره می‌کند که انسان‌ها علاوه بر زیبایی و جذابیت، در برابر مشکلات زندگی، ظرفیت بسیاری برای تحمل و جستجوی خوشبختی دارند. وجودشان همزمان می‌تواند آتشین و لطیف باشد و با توجه به تجارب و چالش‌ها، گاه در اوج و گاه در قعر قرار می‌گیرند. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق، وفا و آرزو تأکید می‌کند و یادآور می‌شود که در جستجوی یک حقیقت بالاتر از دنیای مادی هستند.