شمارهٔ ۶۳۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو گرد چند به دنبال کاروان گشتن
توان به بال و پر مصرعی جهان گشتن
مراد جلوة نازست از سهی قدّان
وگرنه گِرد سرِ سرو میتوان گشتن
ترحّمی که به من کردهای گناه تو نیست
که از تصرّف عشق است مهربان گشتن
ز پیریم چه غم اکنون که ممکن است مرا
رخ تو دیدن و بار دگر جوان گشتن
چه خوش نماست از آن تندخو مرا فیّاض
به گریه دیدن و خندیدن و روان گشتن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تفکر درباره زندگی و احساسات انسانی میپردازد. شاعر به اهمیت دل پاک و شفاف اشاره میکند و بیان میکند که هر فرد باید به نکات مثبت و منفی زندگی توجه کند. او به دشواریهایی که انسانها در زندگی دارند، از جمله حسرتها و غمها، اشاره میکند و تأکید میکند که در نهایت، همه باید از لحظات زندگی لذت ببرند و به دنبال محبت و دوستی باشند. غمها و چالشهای زندگی را به عنوان بخش جداییناپذیر از وجود انسان میداند و میگوید که باید با آنها کنار آمد.