نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نه تنها در چمن از زوی گل گل می‌توان چیدن

که سنبل از نسیم شاخ سنبل می‌توان چیدن

دل درد آشنا ای آنکه داری در چمن بخرام

که گل از ناله‌های زار بلبل می‌توان چیدن

بهار گلستان حسن را نازم که در عهدش

بنفشه از خط و سنبل ز کاکل می‌توان چیدن

ز بس صحن چمن از خندة گلزار خرم شد

در او چون دست گلباز از هوا گل می‌توان چیدن

توان چیدن گل وصلش به دست آرزو فیّاض

ولیکن این گل از شاخ تحمّل می‌توان چیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از معشوق خود می‌خواهد که پرده‌ها را کنار بزند و در جلوه‌اش ظاهر شود تا بتواند حسرت و دلتنگی خود را فراموش کند. او احساس می‌کند که حضور معشوقش می‌تواند بلای حسرتش را درمان کند و بر غم خود چیره شود. شاعر به طور خاص اشاره می‌کند که اگر معشوقش را از نظر دور کند، او به خاک و فراموشی می‌رود، ولی از او می‌خواهد که با حضورش ارزش و اعتبار او را دوباره زنده کند. در آخر، او از صبرش سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که در درون خود احساس ناامیدی و بی‌قراری دارد و امیدوار است که معشوقش به او توجه کند.