نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۶ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

اسکندرم دستور من عقل هنر فرسود من

آیینة اسکندری جان غبارآلود من

تا کی نهد بر آتشم چون عود و من دم در کشم

ترسم بگیرد چرخ را یک باره آه و دود من

تا از غبار کوی او آرایش خود کرده‌ام

خورشید حسرت می‌برد بر روی گردآلود من

دلّاک هستی نرخ من چندان که می‌گیرد بلند

عشق تو یکسان می‌خرد بود من و نابود من

رامند وحش و طیر اگر بر صوت داودی چرا

رم می‌کند وحشیّ من از نغمة داود من!

عشقست و در عالم همین بیتابی و بی‌طاقتی

طاقت، زیان گر می‌شود در عاشقی‌ها، وسد من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی وضعیت و احساسات عمیق شاعر را بیان می‌کند. شاعر از عزت و افتخار خود سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که زندگی‌اش چقدر با معنویت و دانش آمیخته است. او اشاره می‌کند که خواسته‌هایش برای لذت و شادی، طعم تلخی را که به دور بر او وجود دارد، تحت تأثیر قرار می‌دهد. همچنین، به فلسفه و حکمت اشاره کرده و نشان می‌دهد که معرفت و اندیشه در وجود او جاری است. شاعر با بیان این که عاشق و معشوق همیشه در ارتباط هستند، به پیوندی عمیق بین عشق و روح اشاره می‌کند. در نهایت، او به تغییرات درون خود پرداخته و تأکید می‌کند که برای رام شدن نیاز به تسخیر دیگری دارد. در کل، این شعر حرف‌های عمیق و پندهای فلسفی را در قالب احساسات و تصویرسازی زیبا بیان می‌کند.