شمارهٔ ۶۴۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
گر جام میی داری عزم لبِجویی کن
ور مهر بتی داری فکر سر کویی کن
ای غنچه سری داری در راه بتی در باز
وی گل دهنی داری وصف گل رویی کن
دانم که وفایی نیست ای چرخ ترا باری
چون خاک کنی ما را در کار سبویی کن
این خواب هوس تا کی، شد فوت نماز عشق
از خون دل و دیده بر خیز وضویی کن
فیّاض درین وادی راهیست به سر منزل
هر چند نمییابی، باری تک و پویی کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساسات و درونیات خود اشاره میکند. او میگوید که عقل و هنر او فرسوده شده و زندگیاش تحت تأثیر عشق و هوس قرار دارد. اشاراتی به آشفتگی و تنشهای درونی او وجود دارد که در اثر عشق به وجود آمده است. او از ناتوانی خود در کنترل این احساسات و ترس از عواقب آن سخن میگوید و به غبار آلودگی روح و جانش اشاره میکند. در نهایت، شاعر از بیتابی و بیطاقتی ناشی از عشق سخن میگوید و تأکید میکند که این عشق او را به نابودی میکشاند.