نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۴۹ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز ناز آن رامْ دشمن گرچه دایم می‌رمید از من

ولی درد دلِ ناگفته گاهی می‌شنید از من

من آن نامهربانی‌ها که می‌دیدم نمی‌بینم

نمی‌دانم به غیر از مهربانی‌ها چه دید از من!

نمی‌دانم کباب ناز بودم یا عتاب امشب

همین دانم که خونابی به حسرت می‌چکید از من

تو طاقت دشمن و، آنگه من و طاقت، محالست این

کنون آن صبر و آن طاقت که می‌دیدی رمید از من

خوشا عهدی که در کوی تو بودم از جهان فارغ

چه خواری‌ها که گردون از تغافل می‌کشید از من

ز بس خون‌ها ز رشک کشتگانت می‌خورم ترسم

که جوشد در قیامت خون یک محشر شهید از من

تو ای فیّاض اگر با من نزاعی در جهان داری

جهان و هر چه در وی از تو و میرزا سعید از من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد تضادها و تناقضات زندگی شاعر صحبت می‌کند. شاعر خود را همچون زندانی می‌بیند که هم رفیق و هم دشمن خود را در زندگی تجربه کرده است. او در جستجوی بخشش و عفو است، حتی اگر گناهکار باشد. در شعر به عدم ترس از گناه و اتکاء به رحمت الهی اشاره می‌شود. شاعر می‌گوید که از عذرخواهی و خجالت خود خسته است و به نوعی ناامید از نجات و رهایی. او در عین حال بر توانایی‌ها و هنرش افتخار می‌کند و خود را پادشاه دنیای خود می‌داند، باوجود رسوایی‌ها و مشکلاتش. به طور کلی، این شعر تصویری از زندگی پر از تناقضات و تلاش برای یافتن معنا در آنهاست.