شمارهٔ ۶۵۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر نه ابراهیم عهد خود بود جانان من
چون کند جا در دل چون آتش سوزان من!
از ازل کردند در خونریزی من اتّفاق
خنجرش را آشناییهاست با مژگان من
درهم از همچشمی بخت سیاه عاشقست
نیست بیباعث پریشان طرّة جانان من
گر فدا کردم به راهت دین و ایمان را چه غم
دین و ایمانم تویی، دین من و ایمان من
گر چنین فیّاض از مژگان تراود سیل خون
میشود رسوای عالم حسرت پنهان من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و هماهنگی اندام معشوقه میپردازد. شاعر با تاکید بر نیکویی و تناسب اعضای بدن او، ابرو و قامتش را به عنوان نمادهای زیبایی و موزونی معرفی میکند. او بیان میکند که حتی اگر دیوان عشق او نیز وجود داشته باشد، زیبایی او به حدی است که هیچ وقت از ذهن چنان زیبایی فراموش نمیشود. همچنین، شاعر به اهمیت عشق اشاره میکند و میگوید که بدون عشق، زیبایی و نکتهای از دل انسان نمیتواند به طرز موزونی رخ نماید. در کل، شعر به زیباییهای عاطفی و فیزیکی تاکید دارد و نشاندهنده تأثیر عمیق عشق بر زندگی و احساسات انسان است.