نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۴ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

من بلبلم و گلشن کویت چمن من

فرهادم و چین سر زلفت وطن من

رسوا شدم از بس که ز یاد تو شدم پر

بوی تو شنیدند همه از سخن من

مهر تو اگر رنگ برون داد عجب نیست

کز یاد لبت شیشة می گشت تن من

جز شعلة آهم نبود در شب هجران

شمعی که فروزد نفسی انجمن من

فیّاض به جز شرح پریشانی من نیست

در نامة احوالِ شکن در شکن من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از احساسات عمیق و درونی شاعر در مورد عشق و جدایی صحبت می‌کند. شاعر به طور نمادین از حالتی که در آن به عشق معشوق فکر می‌کند، اشاره می‌کند و از شرم و ناله‌اش می‌گوید. او به تضاد بین دلتنگی و غم ناشی از جدایی و آرزو برای وصال می‌پردازد. همچنین، با اشاره به طبیعت و عناصر مختلف، نشان می‌دهد که حتی در خواب هم نمی‌تواند از یاد معشوق خود آزاد شود و این احساسات به نوعی از او خارج نمی‌شوند. در نهایت، گفتگو با یار و حس مجنون بودن از دیگران که به عشق خود وابسته‌اند را به نمایش می‌گذارد.