شمارهٔ ۶۵۱ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
هم حریف زندانم هم رفیق چاهم من
بخت تیره روزانم کوکب سیاهم من
نه به خلد در خوردم نه به دوزخ ارزانی
خوش گناهکارم من طرفه بیگناهم من
جرم اگر نمیباشد بخششی نمیپاشد
بر امید عفو او عاشق گناهم من
تکیه بر کرم دارم، از گنه چه غم دارم
بیم را نمیدانم، آرزو پناهم من
کم ندارم از سامان با همه پریشانی
آه و ناله اسبابم، گریه دستگاهم من
هر کجا که بخرامی، هر کجا که بنشینی
خاک آستانم من، فرش جلوهگاهم من
عزّتم نمیداری، قیمتم نمیدانی
سرمة سلیمانی، مشت خاک راهم من
خدمتم چه میارزد، طاعتم چه میباشد
آب گشتم از خجلت، شرم عذرخواهم من
از نجات نومیدم وز کنار محرومم
همّتی سلامت را کشتی تباهم من
گرچه در هنر بیشم جمله بار بر خویشم
حجّت غریمم من، عصمت گناهم من
پر غرور فیّاضم در جنون و رسوایی
غیر را نمیخواهم، طرفه پادشاهم من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عواطف عمیق عاشقانه و اندوه ناشی از عشق میپردازد. شاعر از ابراهیم به عنوان نماد وفاداری یاد میکند و میگوید که اگر او به عهد خود وفادار نباشد، عشقش دردناکتر از آتش است. همچنین به تبعات خونریزیهای عاطفی اشاره میکند و میگوید که چشمان معشوقهاش آشنایی با درد او دارند. در نهایت، شاعر بیان میکند که عشقش چنان عمیق است که حتی اگر دین و ایمانش را فدای این عشق کند، برایش غمانگیز نیست؛ زیرا معشوقش خود دین و ایمان اوست.