نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا دورم از تو ای بت نامهربان من

دورست شادمانی عالم ز جان من

چندان بگریم از غم دوری که سیل اشک

چون خس به کوی دوست برد استخوان من

با آنکه عمر من همه با یاد او گذشت

هرگز نگفت: یاوه سگ آستان من

جز گریه کس نکرده شبی میل صحبتم

جز ناله کس نبوده دمی همزبان من

فیّاض خوش دگر به زبان‌ها فتاده‌ای

ترسم به گوش غیر رسد داستان من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر بیانگر عواطف عمیق عشق و احساس فراق است. شاعر خود را به بلبلی تشبیه می‌کند که در گلشن کویت و چمن خود گم شده است. او به یاد معشوق خود می‌افتد و با ابراز احساساتش، می‌گوید که بسیاری از مردم از اشعار او به یاد معشوقش پی برده‌اند. همچنین شاعری تشبیه می‌شود که در فراق معشوقش، شعله‌ای بسوزد و نوری در شب تار هجران بیافریند. در پایان، ناتوانی او در توصیف جنبه‌های خوشی و غم زندگی‌اش را نشان می‌دهد و بیان می‌کند که تنها چیزی که می‌تواند بگوید، پریشانی و درد دلش است.