شمارهٔ ۶۵۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از دل هوای وصل تو کی میرود برون
کی نشئه از طبیعت می میرود برون
امشب ز شرم نالة زارم نفس نزد
این عقده کی ز خاطر نی میرود برون
گر باد دستی مژهام بشنود به خواب
دود از نهاد حاتم طی میرود برون
هر صبحدم ز خشکی افسردگان زهد
خون از دماغ شیشة می میرود برون
فیّاض را وداعکنان دید یار و گفت
مجنون این قبیله ز حی میرود برون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و احترام به معشوق پرداخته است. شاعر از سجده بر خاک درگاه معشوق صحبت میکند و تأکید میکند که این سجده جزء سرنوشت هر فردی است. او زیبایی معشوق را با خورشید و ماه مقایسه میکند و از اشتیاق و محبت خود نسبت به او میگوید. همچنین، شاعر اشاره دارد که تمام زیباییها و ویژگیهای مثبت در عشق او نهفته است و در نهایت، او از سر تعظیم و عشق، بر خاک معشوق سجده میکند و این عمل را بالاتر از هر چیزی میداند. در کل، شعر حس عمیق عشق و ارادت را به تصویر میکشد.