شمارهٔ ۶۶۵ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای فتنه یک دم آی ز بالای زین فرو
شورِ زمانه خاسته یک دم نشین فرو
با قامتی چنین چو به گلشن گذر کنی
سرو از خجالت تو رود در زمین فرو
دلها چو نافه در شکنش بس که خون شدند
ناید ز ناز زلف ترا سر به چین فرو
آئین کفرو سجدة بت نیز عالمی است
زاهد چه رفتهای همه در فکر دین فرو!
فیّاض حاصلی ندهد بهر این حیات
رفتن به بحر غصّه و غم این چنین فرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جاذبههای عشق و محبت است. شاعر از ناز و کرشمه محبوب و تاثیری که نگاه او بر دلها میگذارد صحبت میکند. عشق او به محبوب چنان است که به همهچیز و همهکس فخر میکند و حسرت میخورد که مبادا دیگری همچون او را در نظر محبوب قرار دهد. شاعر به زیباییها و جلوههای عشق اشاره میکند و تأکید میکند که هر نگاه محبوب برای او ارزشمندتر از جانش است و حتی یک نگاه او میتواند زندگی را تغییر دهد. در نهایت، شاعر از اهمیت و ارزش بینظیر این نگاه سخن میگوید که هیچکس نمیتواند آن را به آسانی بدست آورد.