شمارهٔ ۶۶۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن ناز و آن کرشمه و آن چشم و آن نگاه
خود گو چگونه دارم دل در میان نگاه؟
رشک آیدم مباد نشیند به روز من
هر گه که میکنی به سوی آسمان نگاه
گلچین کجا و دست درازی درین چمن
اینجا به گل ز دور کند باغبان نگاه
در جلوه بسکه چشم جهانی به سوی اوست
وقت نظاره گم شود اندر میان نگاه
صد جان فدای نیم نگه کردهایم و باز
بر کشتگان خویش کند سرگران نگاه
چشم تو یک نگاه به ما کرد در ازل
ما را بس است تا به قیامت همان نگاه
فیّاض یک نظاره به صد جان خریدهایم
کس را نداده دست چنین رایگان نگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیباییهای عشق و معناهای عمیق آن اشاره دارد. شاعر از زیباییهای معشوق و تأثیراتی که بر احساسات انسان میگذارد سخن میگوید. او به نمادهایی چون زلف، ماه و لعل لب اشاره میکند و از رازهای عشق و توقعات ناشی از آن میپرسد. همچنین به نهفتگی و آسیبپذیری عشق و غفلتهای انسانی در پیروی از این احساسات اشاره دارد، به طوری که در تمامی این ابیات پرسشهایی دربارهی معانی عمیق عشق و همچنین نگرانی از لحظات از دست رفته مطرح میشود.