شمارهٔ ۶۷۴ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای حسرت لبت به دل نیشکر گره
یاقوت را ز لعل تو خون در جگر گره
در دیده گشته خیره نگاهان شوق را
چون مردمک ز شرم تو تار نظر گره
هر جا سخن ز لعل لبت بگذرد رواست
کاب صفا شود به گلوی گهر گره
با خار خار عشق تو مستان غمزه را
دل را نمیشود هوس نیشتر گره
حرفی ز زلف میشنوی وه چه غافلی
کاندیشه را چه سان گره افتاد بر گره
اطفال باغ را ز شمیم تو در دماغ
گردید آرزوی نسیم سحر گره
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و احترام به معشوق اشاره دارد و به کسانی که عشق نمیورزند، هشدار میدهد که وارد حریم عاشقانه نشوند. شاعر از افرادی که درونشان سنگینی احساس نمیکنند میخواهد که خود را درگیر عاشقانهها نکنند و از آنها میخواهد که اگر آتش عشق را در خود نمیبینند، پا به خاک عشق نگذارند. در پایان بر اهمیت توجه به حال و پرهیز از پشیمانی در دنیا اشاره میکند و تأکید دارد که اگر عقل و درک کافی ندارید، در این مسیر قدم نگذارید.