نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۲ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

عجب عجب که تو عاشق ز بلهوس نشناسی

گلی و طرفه که گلبن ز خار و خس نشناسی

چنان به کنج قفس ناتوان و زار و ضعیفم

که گر ببینیم از رخنة قفس نشناسی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل به توصیف یک عشق عمیق و متعالی می‌پردازد. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که محبوبی که او دارد بی‌نظیر و منحصر به فرد است و هیچ‌کس دیگری مانند او دلبر ندارد. او به بی‌وفایی و ظلم دیگران نیز اشاره می‌کند و از درد ناشی از عشق و جنون سخن می‌گوید. شاعر خود را ساده‌لوح می‌داند و به این موضوع می‌پردازد که هر کسی در دل او جا می‌گیرد، اما از طرفی به بی‌فایتی و کبر برخی زاهدان و افراد دیگر نسبت به عشق حقیقی اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که باوجود دردها و ناخرسندی‌ها، او خوشی را از عشق خود پیدا کرده و به دیگران توصیه می‌کند که خود را در عشق و محبت بجویند و به درگاه محبوب واقعی با دل و جان توجه کنند.