شمارهٔ ۶۸۷ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ترا میخواستم ای غم که شبها یار من باشی
تو هم ای ناله بزم افروز شام تار من باشی
ترا شب زندهداری زان سبب آموختم ای اشک
که شبها پاسبان دیدة بیدار من باشی
ترا دریای خون ای دیده زان دادم که گر روزی
ز من کاری نیاید آبروی کار من باشی
تو ای بد صبا زانت به زلفش فخر میدادم
که گر دامن کشد از من تو جانبدار من باشی
دلم آیینة حسن است خواهی چهره بنمایم
که تا روز قیامت عاشق دیدار من باشی
چه بهتر زانکه طبع نازکت مشغول من باشد
اگر راحت نخواهی از پی آزار من باشی
دلم را غمگساریها نمیسازد همان بهتر
غمم افزون کنی فیّاض اگر غمخوار من باشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعا و آرزوی نزدیک بودن شاعر به خداوند اشاره دارد. شاعر از خدا میخواهد که همیشه در زندگی او حضور داشته باشد و با وجود او، از درد و غم دور باشد. او عشق را به عنوان مرهمی برای دلهای مجروح میداند و امیدوار است که در آینده نیز این ارتباط برقرار باشد. شاعر به وابستگی عمیق خود به خدا اشاره میکند و میخواهد در هر حالتی که وجود ندارد، خداوند وجود داشته باشد. در نهایت، او تنها بودن خود را کنار گذاشته و میخواهد که همیشه دلش با خداوند پر باشد.