نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چون گل به چمن خنده دمادم نفروشی

یک غنچه تبسم به دو عالم نفروشی

در کوچة ما جنس دوا سخت کسادست

با داغ‌دلان جلوة مرهم نفروشی

سرمایة غم سخت عزیزست نگه‌دار

هر چند که بسیار خری کم نفروشی

در مشرب غم تشنه لبی مایة ذوقست

این زهر گلوسوز به زمزم نفروشی

فیّاض به جانان نکنی درد دل اظهار

در کوچة راحت‌طلبان غم نفروشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر می‌خواهد که در گمنامی و فراموشی زندگی کند و بار شهرت خود را از دوش جهانیان بردارد. عشق او، چه خوب و چه بد، همه را تحت تأثیر خود قرار داده و زلف‌هایش در گوش جهان به زیبایی حلقه زده‌اند. شاعر، با وجود اینکه از شکایت لب به میان نمی‌آورد، اما به شدت دلش درد می‌کند. زیبایی معشوق آنقدر زیاد است که امید به وصال او برای جهانیان تنگ شده است. عالم به عنوان آئینه‌ای از جمال معشوق، در خیال او غرق شده و شاعر در غم او دچار فراموشی است. مدت‌هاست که خیال لب نازنین معشوق، برای دل شاعر دردآور است. در پایان، شاعر از مشکلات و غم‌های خود یاد می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که چقدر بار خود را از دوش جهانیان برداشته‌اند.