شمارهٔ ۶۹۶ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
تا به کی چون آتش ای گل خانمانسوزی کنی
چشم نیکو را به خونریزی بدآموزی کنی
بخت آنم کو که چون شب با غمت خلوت کنم
همچو شمع آیی به بزم و مجلس افروزی کنی
چشم آن دارم که نابینا چو گردم در غمت
سرمة بینائیم ز آن خاکِ در روزی کنی
یک زمان با آهوی چشمت سفارش کن بگو
با ضعیفان شکاری تا به کی یوزی کنی؟
از وفایت آن طمع دارم که بعد از سوختن
همچو شمعم بر مزار آیی و دلسوزی کنی
گر پس از عمری توانم شد به بزم او سفید
ترسم ای طالع در آن ساعت سیهروزی کنی
ای خوشا فیّاض اقبالی که از یاری بخت
خاک گردی بر در جانان و فیروزی کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان پیچیدگیهای عشق و تمایز میان عشق واقعی و هوس میپردازد. شاعر به فردی هشدار میدهد که به دنبال ایجاد قوانین جدید در عشق نباشد و از عاشقی بپرهیزد. او میگوید که فقط کسانی که عمیقاً عشق را درک میکنند، توانایی تمییز میان عشق و هوس را دارند. همچنین به فرد توصیه میشود که به دقت به سخنان دانایان گوش دهد و از لحظات زندگی بهرهبرداری کند. در نهایت، شاعر اهمیت تفاوت بین بلبل و فیاض را یادآور میشود و از خواننده دعوت میکند که به عمق احساسات خود نگاهی بیفکند.