نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۷ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

همچو شمشیر ای پسر گر جوهری پیدا کنی

می‌توانی جای خود را در دلی پیدا کنی

چهره‌ای چون برگ گل داری تنی چون بوی گل

حیف اگر جز در دل اهل محبّت جا کنی

سینة آیینه داری در درون پیرهن

آه اگر در پیش دم سردان گریبان وا کنی

ما تهی سرمایگانیم و متاعت قیمتی

دین و ایمانی چه ارزد تا به ما سودا کنی

هیچ سر را سرکشی از زلف فتراک تو نیست

در جهان مشهور سازی هر کرا رسوا کنی

من ز خود تنها شدم بهر تو تنهایی پَرَست

تا تو یک دم رغبت این گوشهٔ تنها کنی

من ز خود فیّاض رفتم هرزه جستجو مکن

خویش را گر گم کنی شاید مرا پیدا کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و شیرینی لحظاتی اشاره دارد که در کنار محبوب می‌گذرانیم. شاعر می‌گوید حتی اگر سال‌ها در کنار دشمن هم باشیم، تنها یک لحظه نشستن در کنار محبوب می‌تواند دل ما را شاد کند. او تأکید می‌کند که عشق واقعی و خالصی باید از هوس و تمایلات زودگذر جدا باشد. همچنین، شاعر به این نکته می‌پردازد که در این لحظات عمیق، می‌توان به عمق وجود خود پی برد و در سایه عشق، به آرامش دست یافت. در نهایت، او به ما توصیه می‌کند که برای درک واقعی عشق، باید از هر گونه حجاب و مشکل عبور کنیم و به عشق خالص پناه ببریم.