نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۹۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

برین مباش که قانون تازه ساز کنی

به قول بلهوس از عاشق احتراز کنی

تمیز عاشق و اهل هوس نمی‌داند

به جان خویش که خاطر نشان ناز کنی

زبان سوسن، بی‌گفتگو نمی‌ماند

اگر تو گوش به گفتار اهل راز کنی

دمی به روی تو درهای بسته بگشایند

که گوشه‌ای بنشینی و در فراز کنی

به نیم ناز که بر آرزو کنی ای دل

توانی آنکه مرا نیز بی‌نیاز کنی

اگر دمی به دو عالم نظر فروبندی

دگر دلت نگذارد که دیده باز کنی

میان بلبل و فیّاض فرق بسیارست

اگر دمی بنشینی و امتیاز کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عشق و وابستگی عمیق اشاره دارد. شاعر به محبوب خود می‌گوید که اگر موانعی چون رقیب دلسوز هم وجود داشته باشد، باید به عشق و وفاداری خود پایبند بماند. او تأکید می‌کند که حضور عشق مانند آفتاب در زندگی می‌درخشد و از محبوب خود می‌خواهد که از دیگران دوری کند و در دل او بماند. همچنین، شاعر نسبت به خطرات و مشکلاتی که ممکن است عشق را تهدید کند، هشدار می‌دهد و به محبوب خود می‌گوید که نباید به سادگی دل به دیگران بسپارد. در نهایت، وفاداری و صداقت در عشق را مهم‌ترین اصل می‌داند.