نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باز دارد عشق در آغوش بیهوشی مرا

غم مهیّا می‌کند اسباب مدهوشی مرا

با زبان بی‌زبانی می‌کنم تقریر شوق

کرده ذوق گفتگو سرگرم خاموشی مرا

مدّتی شد تا ز معراج قبول افکنده است

طرّة او در سیه چاه فراموشی مرا

خلعت سر تا به پایی دوختم از داغ عشق

چشم مستش کرد تکلیف سیه‌پوشی مرا

دیده‌ام تا حلقه‌های زلف چین بر چین او

می‌شود فیّاض ذوق حلقه در گوشی مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و شورش درونی شاعر است. او به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند و بیان می‌کند که چگونه عشقش او را آشفته و پریشان کرده است. شاعر به نوعی در میان علم و نادانی در نوسان است و در جستجوی حقیقت و درک عمیق‌تری از عشق و زندگی است. او همچنین به تضادهایی مانند تعلق به جامعه و احساس تنهایی، وفاداری به عشق و ترس از جدایی، و دوستی با دیگران در سایه‌ی عشق اشاره می‌کند. شاعر در نهایت از خود می‌پرسد که چرا با وجود بی‌گناهی همچنان در چنبرۀ عشق زندانی است و تمنای آزادی و روشنایی در این میان دارد.