نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۱ فیاض لاهیجی

فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چهرة صاف بلا زلف سیه فام بلا

کی کند عیش کسی، صبح بلا، شام بلا

گهی آشفتة خطّم، گهی آزردة خال

به چه دل شاد کنم، دانه بلا دام بلا

خواهدم کشت نهان عشوة شوخی که منش

گر نگویم که ستم ور، ببرم نام بلا

نگهش عربده و غمزه فسون، عشوه فریب

جلوه آشوب و روش آفت و اندام بلا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تقدیر و سرنوشت افراد اشاره می‌کند و می‌گوید که در زندگی ما غم و اندوه‌هایی وجود دارد که ناشی از این تقدیر است. او از قدرتی بالاتر سخن می‌گوید که سرنوشت انسان‌ها را رقم می‌زند، و ابراز می‌کند که هرچند او دعا می‌کند، هیچ تأثیری نمی‌بیند. در نهایت، با حسرت به دردهای ناشی از دوری و جدایی از محبوبش اشاره می‌کند و می‌گوید که تنها حسرت و اندوه به جا مانده است.