شمارهٔ ۸۳ فیاض لاهیجی
فیاض لاهیجی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز روح باده صد ره گرچه خالی شد تن مینا
ولی دست هوس کوته نشد از گردن مینا
چرا دود از دماغ میپرستان برنمیآرد
که برق باده آتش میزند در خرمن مینا
نوای بیغلط زن امشب ای مطرب که مستان را
چراغ باده پنهانست زیر دامن مینا
ندارد بلبلان، گر پای نسبت در میان آید
قبای غنچه، اندامِ تن پیراهن مینا
بهار میپرستان شد، نسیم لطف ساقی کو
گل صد نشئه را در غنچه دارد گلشن مینا
از آن می از گلوی شیشه بالاتر نمیآید
که ماند جای خون تو به اندر گردن مینا
به بزم باده فیّاض این ادا جا کرده در طبعم
که ساغر گوش میگردد به وقت گفتن مینا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار به زیبایی و تأثیر عشق و تأثیرات آن بر زندگی و طبیعت اشاره دارند. شاعر به توصیف احساسات عمیق و شگفتانگیز خود پرداخته و به عواطفی چون زیبایی، حیا و ترس از عشق اشاره میکند. با استفاده از تصاویری همچون گلستان و برفروزی، شاعر نشان میدهد که عشق میتواند روح و جسم را تغییر دهد. همچنین از نگرانیهای ناشی از عشق و تأثیرات آن بر رفتار و احساسات خود نیز صحبت میکند. به طور کلی، این اشعار تأثیر عمیق و چندوجهی عشق را بر زندگی انسان به تصویر میکشد.